محمد على مجاهدى

319

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

مرثيه عاشورايى باز اين چه شورش است كه عالم پرآذرست ؟ * جن چون بشر چو مَلَك خاك بر سرست باز اين چه شيون است ؟ كه در خيل قدسيان * شور و نوا و غلغله در عرش اكبرست زين رستخيز عام كه گرديده آشكار * گويى قيام عرصه ديوان محشرست صاحب عزا : خدا و عزادار : ممكنات * ماتمزده امام و به ماتم پيمبرست از اهل آسمان و زمين شرق تا به غرب * بر هر كسى كه مىنگرم ديده‌اش ترست ماه محرم است وز قتل حسين يقين * كو بر جهانيان و جهان جمله سرورست « 1 » سبط نبى و زينت آغوش فاطمه * سرو روان گلشن ساقى كوثرست سلطان كشتگان بيابان ماريه * سردار سروران دو صد پاره پيكرست بهر شفاعت اين همه خوارى به جان خريد * بر طاق عرش نام بلندش مصورست خون خدا و بدر دُجى مهر مشرقين * گلبرگ ناز گلبن خير النسا ، حسين « 2 » 14 . حُزنى بروجردى ( ف 1296 ه . ق ) زندگينامه نامش ملا ابراهيم تخلص شعرىاش ( حزنى ) فرزند ملا محمد على از شعراى دوره ناصرى است . مؤلف تذكره حسين حزين در شرح حال او نوشته است : « حزنى ، ملا ابراهيم فرزند ملا محمد على مردى دانشمند و اديب بود . چندى در ديار نهاوند زيستن گرفت سپس به شهر خود برگشت . او در حدود سال هزار و دويست و نود و شش در روزگار ناصر الدين شاه چشم از جهان پوشيده . . . » « 3 » سبك شعرى از تنها مثنوى ماتمى او در رثاى سالار شهيدان كه در تذكره حسين حزين آمده مىتوان

--> ( 1 ) . اين دو مصراع با هم ارتباطى ندارد و ظاهرا بايد در استنساخ آن اشتباهى رخ داده باشد . ( 2 ) . همان ، ص 743 . ( 3 ) . ص 238 .